دیروز (یکشنبه) رفتیم مرکز طبی کودکان در خیابان دکتر محمد قریب. همهء مراجعین افرادی بودند که از ظاهرشون میشد فهمید جزو طبقهء مرفه نیستند. بچه های بیمار و پدر مادر های عصبی...

سریال «روزگار قریب» ساختهء‌ کیانوش عیاری رو خیلی دوست داشتم. فکر می کنم این سریال به اندازهء دویست تا کتاب تاریخی حرف برای گفتن داشت. از جهل و نادانی پایان ناپذیر مردم تا کوشش انسانهای معدودی برای کاستن این رنج. که معلوم نیست اگر نبودند، همین مملکت ویران ما در کدام ناکجا قرار داشت...

دیروز یک روز ابری و بارانی بود. از اون روزهای خیلی پاییزی، در مرکز طبی کودکان و دیدار با یک مرد بزرگ و شریف که مثل همهء گذشتگان خودش فقط دغدغهء این مردم رو داشت...

هنوز میشه امیدوار بود...

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
لیلا

گمونم درست میگی هنوزم میشه همچین آدمایی پیدا کرد ..سلام!

بیژن

درودبرگرامی همدل. تارنگاری دارم که درآن درباره گذشتارایران مینویسم. اگر دوست داشتی چیزی درباره گذشتارایران بخوانی به من سری بزن. شادوپیروزباشی. بدرود.

محک

سلام سارا عزیز امیدوارم خوب باشی من گاهی بیمارستان دکتر قریب سر میزنم البته برای کاری و خب آره با شما موافقم و مشکل هست دیدن درد بچه ها بگذریم بابات این مدت شرمنده من شما رو الان لینک میکنم اگر دوست داشتید شما هم منو لینک کنید به امید دیدار محک

محک

امید رفت ..فقط قلبی توی سینه دیگری میتژه که امروز زیر خاک رفت .... نا امید شدم ببخشید محک

فرنگيس.ن

امروز يه مجله جديد رو كيوسك توجهم رو جلب كرد.ارزون هم بود.خريدم. يه مقاله و گفتگو داشت از روزگار قريب.نكانم داد.ده بار خواندمش.تو كه روزگار قريبو دوست داشتي حتما بخون.يا تو وبلاگت بزن.اسمش مشق افتابه