الان من نقش اون آدم بد احمق ظالم بی معرفت بی عقل قصه رو دارم؟

نه... اینطور نیست... منم زیاد خوشحال نیستم الان.

 

 

***یک فرق بزرگ هست بین دوست داشتن و دوست نداشتن. کسی رو دوست داری و کسی رو دوست نداری. وقتی کسی رو دوست داری، می تونی حرفت رو بهش بزنی،‌ می تونی حرفش رو بشنوی، از سکوتش، اگر مفهوم منفی داشته باشه، ناراحت میشی، برات بودن و نبودنش مهمه، برات قضاوتش درباره ات مهمه، می تونی باهاش تعارف نکنی. از ناراحتی های کوچیک درباره اش می گذری. و در عوض خوبی هاش رو دائم مرور می کنی.

ولی اگر کسی رو دوست نداشته باشی، حتی یک نشونهء‌ کوچیک ازش حالت رو خراب می کنه.

این فرق خیلی بزرگیه. فرقیه که ما باید بشناسیمش، باید کشفش کنیم. ما مجبور به تحمل کسانی که دوستشون نداریم، نیستیم. ولی دوست داریم کسانی که دوستشون داریم، همیشه برای ما حضور داشته باشن.

این یک اتفاق خیلی ساده است. اصلا هم سخت و پیچیده نیست. در درجهء اول ربطی هم به جنسیت، طبقهء اجتماعی، هم سطح بودن، روابط عاطفی و عاشقانه و از این حرف ها نداره. می تونی کسی رو به عنوان یک بندهء خدا، به عنوان یک دوست، به عنوان یک همفکر دوست داشته باشی و او را به حریم خودت راه بدی.

  کاش بتونیم همیشه بی توقع دوست داشتن رو نثار خودمون و دوستانمون کنیم.

/ 9 نظر / 2 بازدید
چهار ستاره مانده به صبح

:( نمی‌دونم چرا ما یاد نمی‌گیریم نقش‌مون رو خوب بازی کنیم ... چرا هی دنبال این هستیم که ادای نقش‌های دیگه رو در بیاریم که مثلن ما ... نمی‌فهمم ... خودمون رو نمی‌فهمم ... این همه درگیری‌های ذهنی‌مون برای چیه وقتی قلب‌مون مطمئن هست که ....

چهار ستاره مانده به صبح

برای دوست‌داشتن هیچ دلیلی که لازم نیست، هیچ سنخیت و شباهتی هم ضرورت نداره. دقیقن همین که شما گفتی/ نوشتی. باید از بودن با دیگری لذت برد. اصل همین است ولاغیر

سارا

شاید به خاطر این، این حرفا رو نوشتم که این فرق بین کسانی که به حریم خودم راه میدم و کسانی که اینطور نیستند، برام خیلی پررنگ و اساسیه. تا الان هم نفهمیدم منطقم برای این کار چیه. ولی همیشه به طور غریزی، مثل پرنده های مهاجر که راهشون رو پیدا می کنند، ‌تونستم این تفاوت رو تشخیص بدم و هیچوقت هم خدا رو شکر اشتباه نکردم.

سارا

شاید هم یه دلیلش این باشه که ممکنه به ظاهرم نیاد، ولی به شدت برام مهمه کسانی رو که دوستشون دارم، ناراحت نکنم.

سارا

شاید دلیل دیگر اینکه این ها رو می نویسم این باشه که چند روز پیش یک شکل منحصر بفردی از دوست داشتن رو تجربه کردم.

چهار ستاره مانده به صبح

من خیلی تبریک می‌گم شما. خووووووووووش به حالت :) من دلم برای دوست داشتن یه ریزه شده این روزا

چهار ستاره مانده به صبح

سه تا بود که :))))) من فقط آخری رو دیدم اول‌اش

محمد امین ثامنی

به عنوان یه بنده خدا بهت تبریک می گم اگه بتونی و قبول کنی این مدل دوست داشتنو که بین ما بسیار نایاب شده این روزها

پویا محسنی

سلام خوشحالم که حرف دل من رو نوشتی عجله دارم سرفرصت یه کامنت مرتبط می زارم فعلا