امروز روز خوشی نیست. همش بهونه میارم که به کارهام نرسم.

و عصر که میشه دلم می گیره. دلم می خواد برم موزه. خسته ام. دلم می خواد خستگی این مدت خیلی طولانی رو، حالا که به هر ترتیب همه چیز به سرانجام رسیده، به در کنم. خیلی خسته ام و فکر می کنم این خستگی تا ابد ادامه خواهد داشت.

دلم می خواد فردا برم موزهء‌ ایران باستان و کاخ گلستان. دلم می خواد برم تو پارک جلوی موزهء ملی مقابل نمایی از طاق کسری بنشینم. فردا میرم موزه.

چه باد خنک خوبی....

 

 

/ 5 نظر / 2 بازدید
چهار ستاره مانده به صبح

دم و دم و دم غنیمت زندگی یعنی محبت قهر و قهر و قهر ناز و ناز و ناز یه خروار ادا هفت آسمون ناز واسه چی خوبه دل هوس‌باز؟ دوس دارم بگیم بخندیم در به روی غم ببندیم

سامانتا

کو آین باد خنک منم میخوامش کجاست منم ببر[ماچ]

سارا

این باد خنک همین جا توی اتاقمه. فقط کافیه پنجره باز بشه....