زین چمن سایهء ‌آن سر روان ما را بس

گویند به روایت دیگری پابلو نرودا گفته:

سفر کنید
کتاب بخوانید
به صداهای زندگی گوش دهید
آنچه می کنید ارزیابی کنید
از عادتهای خود جدا شوید
و هر روز در مسیرهای تازه ای بروید...
به عشق ورزیدن روی آورید
و همه آن احساساتی که انسان را آشفته می سازد
و کسانی که باعث می شوند تا چشمان شما برق زند
و قلب شما از عشق به تپش در آید
خطر کنید و به دنبال آنچه که در مقابل نامطمئن ها - بی خطر است بروید
به دنبال رویای خود بروید....

تا زنده بمانید...

امروز زندگی کردن را آغاز کنید.

 

*دوست داشتم بنویسم ولی... فکر کردم با خودم تا دو زمستان دیگر.... گذشته ای وجود نداره و آینده هم معلوم نیست که وجود داشته باشه. پس... زمستانی که هست....

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت صحبت آن مونس جان ما را بس....



/ 2 نظر / 7 بازدید
آهو

به عشق ورزیدن روی آورید و همه آن احساساتی که انسان را آشفته می سازد و کسانی که باعث می شوند تا چشمان شما برق زند و قلب شما از عشق به تپش در آید خطر کنید و به دنبال آنچه که در مقابل نامطمئن ها - بی خطر است بروید به دنبال رویای خود بروید.... تا زنده بمانید... می دونم چی میگی عزیزم اما من هنوز می خوام قلبم بتپه[ناراحت]

چهار ستاره مانده به صبح

سفر کردن .. کتاب خواندن .. گوش کردن .. ارزیابی کردن .. جدا شدن .. رفتن .. عشق ورزیدن .. خطر کردن .. به دنبال رویای خود بودن .. کی می‌ره این همه راه رو؟ فقط برای زنده بودن؟ صد سال سیاهِ زمستون