انقدر که من حواس پرتم! انقدر که من به چیزای بی ربط فکر می کنم!

وااااااای خدا! احساس می کنم داری مسخره ام می کنی.

تمام سلول های مغزم درد گرفته. فکر کنم تا سر صبح کاملا همشون نابود بشن. من همیشه حواسم بود که همچین اشتباهی نکنم. مثلا اس ام اس یا ای میل کسی رو برای دیگری نفرستم یا کامنت های خصوصی رو پابلیک نذارم. ولی نمی دونم چرا این بار این جوری شدگریه اون هم دربارهء یه آدم بداخلاق که من شدیداً ازش حساب می برم و حتی جرأت ندارم الان بهش اس ام اس بزنمگریه عزیزم باور کن من نمی خواستم همچین اشتباهی کنم! حواسم خیلی جای دیگه ای بود. اگه نبخشی، من بهت حق میدم. ولی خواهش می کنم....گریه

 

 

 پیوست: دیشب بعد از نوشتن اینها شاید فقط نیم ساعت خوابیده باشم. تو همون نیم ساعت خواب محمد قوچانی رو دیدم. فکر کنم تعبیرش اینه که آقا امروز تشریف میبرن دانشگاه علم و صنعت.

/ 4 نظر / 5 بازدید
چهار ستاره مانده به صبح

:))))))))))))))))) نصفه شب کلی دل من رو شاد کردی. خندیدم با بدجنسی تموم خانوم تا من هستم خدا تو رو مسخره نمی‌کنه. سوژه‌ی اصلی منم

آدم بد اخلاق

سلام سارا جان اگه می تونی به اون آدم بگی عزیزم مطمئن باش احتیاجی نیست درخواست بخشودگی بکنی چون احتمالا اون فقط خنده کوتاهی کرده و رد شده

الهه

آدم بداخلاق که رضایت داد. ولی مراقب باش دیگه تکرار نشه.