اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

زین چمن سایهء ‌آن سر روان ما را بس

گویند به روایت دیگری پابلو نرودا گفته:

سفر کنید
کتاب بخوانید
به صداهای زندگی گوش دهید
آنچه می کنید ارزیابی کنید
از عادتهای خود جدا شوید
و هر روز در مسیرهای تازه ای بروید...
به عشق ورزیدن روی آورید
و همه آن احساساتی که انسان را آشفته می سازد
و کسانی که باعث می شوند تا چشمان شما برق زند
و قلب شما از عشق به تپش در آید
خطر کنید و به دنبال آنچه که در مقابل نامطمئن ها - بی خطر است بروید
به دنبال رویای خود بروید....

تا زنده بمانید...

امروز زندگی کردن را آغاز کنید.

 

*دوست داشتم بنویسم ولی... فکر کردم با خودم تا دو زمستان دیگر.... گذشته ای وجود نداره و آینده هم معلوم نیست که وجود داشته باشه. پس... زمستانی که هست....

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت صحبت آن مونس جان ما را بس....



  
نویسنده : سارا ; ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ دی ۱۳۸٧
تگ ها :