اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

 

....یه کم شادی، کمی بی اعتمادی، یه کم احساس آدمی که کاملاً خلع سلاح شده، یه کم ترس و نگرانی و کمی هم ....... (نمی دونم اسم این مهمترین احساسم چیه.)

بالاخره عاقبت بخیر شدیم و خود باتلاق بین المللی گاوخونی رو دیدیم! از کلیهء بانیان این امر خیر سپاس.

این هم عکسش. (این عکس با دوربین عکاسی گرفته نشده. با یک player گرفته شده که آخرین بار برای عکاسی از برج میلاد در یک روز برفی تنظیم شده!)

باتلاق گاوخونی، ۱۹ آذر ۸۷

 

یک نکتهء‌خیلی جالب این سفر، آقایی بود به اسم خلیلی که در «ورزنه» دبیر زمین شناسی است و مدیر یک سازمان غیر دولتی میراث فرهنگی. عشق ایشون به ورزنه و باتلاق گاوخونی، و فعالیت هاشون برای شناساندن این شهر و معرفی و حفاظت از باتلاق واقعاً عجیب و ستودنی است.

  
نویسنده : سارا ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٧
تگ ها :