اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

 

مدتی است به این فکر می کنم که کسانی که با آقای احمدی نژاد مخالف هستند و ایشان رو رئیس جمهور خوبی نمی دونند، عمدتاْ استدلالشون بر پایهء بحران اقتصادی است که کشور رو فرا گرفته. این استدلال درسته و مشکلات معیشتی و فجایع اقتصادی و بحران اداری که دولت نهم به بار آورده، مهمترین دلایل اثبات بی کفایتی کابینهء آقای احمدی نژاده. اما صرف پرداختن به این موضوع ما رو از توجه به حوزه های دیگر، غافل می کنه.

سال هایی که آقای خاتمی رئیس جمهور ایران بودند، فلاسفه و جامعه شناسان معتبر دنیا به ایران سفر کردند. افرادی نظیر یورگن هابرماس، آلن تورن و... حضور این افراد در ایران، سخنرانی کردن و ترجمه و چاپ کتابهاشون، حداقل سودش آشنایی جامعهء اهل تفکر با نظریات مطرح فلسفه، دین، جامعه شناسی و علوم سیاسی حال حاضر دنیا بود. البته محصول نهایی امر «تولید اندیشه و نظریه» است که صحبت دربارهء فوایدش بماند.

در حالیکه در این سه و نیم سال در ایران عملاْ به هیچ روی تولید اندیشه صورت نگرفت. دولت آقای احمدی نژاد مدعی اسلام و مهدویت بود، اما باب هیچ بحث مترقی در این زمینه باز نشد. این دولت خواستار تحقیق دربارهء هولوکاست شد، اما محققین اروپایی که در گذشته در این باره رساله و مقاله چاپ کرده بودند و رابطهء خوبی هم با ایران داشتند (مثل روژه گارودی) حتی یک کلمه در این باره نظریه پردازی نکردند. حتی یک اندیشمند دینی که صحبت هاش علمی و تاثیر گذار باشه و جمعی رو به تفکر وادار کنه (غیر از رحیم پور ازغدی!) به جامعه معرفی نشد. در این مدت هیچ قرائت جدید و حتی بحث نویی دربارهء اسلام صورت نگرفت. حتی هیچ تفسیر جدیدی از قرآن تألیف نشد. مسابقهء ده هزار وبلاگ بسیجی برگزار میشه، اما عملاْ در اونها کاری جز قربون صدقهء آقا رفتن صورت نمی گیره. یعنی در زمینهء تولید اندیشهء دینی نمرهء این دولت صفر مطلقه. حالا بحث های دیگری مثل دموکراسی و جهانی شدن و مکاتب فلسفی هم که بماند!

درحالیکه در سالهای ریاست آقای خاتمی بر جمهوری اسلامی ایران (شاید به دلیل شخصیت نظریه پرداز خود ایشان) بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر ایران (پس از مشروطیت) اندیشه های کاملا بومی تولید شد. چه در باب جامعه شناسی، چه فلسفه و چه ادیان.

حال بعضی میگن آقای خاتمی در دوران اصلاحات فرصت سوزی کرده. آیا مُیَسَره مسیری رو که غرب در صدها سال رفته، جامعهء عقب مانده، مذهبی، سنتی و توتالیتر ما در هشت سال طی کنه؟

در اینجا نکتهء دیگری هم به ذهنم میرسه. انتخاب آقای اوباما به عنوان یک فرد جوان نوگرای تحصیلکرده و دانشگاهی می تونه در دنیا خبر خوبی برای اهل فکر باشه. آمریکا به عنوان یک کشور تاثیرگذار در فرهنگ جهانی اگر یک رئیس جمهور تحصیلکرده داشته باشه، امواج تغییراتش به کشور های دیگر هم میرسه. البته نه کشورهایی مثل ایران که در حال حاضر کاملا منزوی و بدون ارتباط با دنیای خارج هستند.

 

***تولید اندیشهء دینی با جوگیری دینی و امام زمان پروری و ارتزاق از این راه فرق داره.

***بعضی وقتها بعضی چیزها رو پاک می کنم. زیاد مهم نیست. نه؟

 

  
نویسنده : سارا ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧
تگ ها :