اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

اين روزها...

سلام
فردا درست يک هفته ميشه که من رسما وبلاگ نويس شدم. قصد داشتم اگر در مدت يک هفته تونستم موفق بشم اين کار رو ادامه بدم. حالا احساس می کنم بيش از اون چيزی که فکر می کردم، موفق شدم. چون با آدم های مهمی در جهان آفرينش آشنا شدم. اما کمی مضطرب هستم. چون فردا می خوام عليه خودم شورش کنم. از همه شما هم دعوت می کنم بياييد. چون به همه شما مربوط ميشه.
اين روز ها هوا داره خيلی سرد ميشه......
بايد برم، باد مياد و خواهر کوچيکم می ترسه.... يک باد پاييزی......

  
نویسنده : سارا ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۱
تگ ها :