اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

 

سلام.
صفر
ديروز وقتی که قصد داشتم با وبلاگ های ساير دوستان بيشتر آشنا شوم،‌متاسفانه در يکی از صفحات ديدم که دوست عزير ما چندان رعايت آداب کلام نکرده اند. درست است که ما روی کی برد می نويسيم، اما حرمت و عفت قلم هرگز نبايد زير پا گذاشته شود.
يک
اولين باری که در شبکه آی. دی گرفتم هر ميل جديدی که بهم می رسيد، خدا می دونه چه احساس خوبی پيدا می کردم. برای همين يکی از دوستان،‌ آرش، هر از چند گاهی ميل می زد و فقط می نوشت: ميل زدم تا اينباکست خالی نباشه. اما اين روز ها حتی اگر هیچ کس هم برام ميل نزنه،‌حداقل ياهو اينقدر معرفت داره که گاهی دی وی دی های چهار دلاريش رو بهم پيشنهاد بده. اين ها رو گفتم تا از کسانی که دوباره اون حس خوب رو بهم ميدن و برام نظراتشون رو می نويسن سپاس گزاری کنم.
دو. يک
آقای سيامک دوست ارجمند ما که من اسم ايشان را برده بودم، منت گذاشتند و برای من پيغامی فرستادند. من قصد داشتم اسم ايشان را هم ذکر کنم اما چون آف لاين می نوشتم نشد و بعد هم فراموشی.... اما کلامی دارم با ايشان.
دو. دو
بعد از خواندن نوشته ها و سرگذشت شما من احساس کردم، با وجود همه عشق ناب و بی ريای شما، اين عشق به غرور آلوده است و البته عشق و غرور يک جا جمع نمی شوند. پس بايد به خودتان باز گرديد و علت جدايی عزيزتان را در خود جستجو کنيد. و اين از من به شما دوست گرامی اگرچه ميدانم بسياری اين حرف را نمی پذيرند. عاشق آزاری در سرشت زن است. پس هر اندازه که عزيزتان آزارتان داد، باز هم در عشق او شک نکنيد. نياز عاشق و ناز معشوق اساس آفرينش است و من از شما می خواهم ناز عزيزتان را به نياز خود بخريد. دوباره تا در خانه شان برويد و حتی اگر تعارف تان نکردند، شما وارد شويد و به عزيزتان بگوييد که چقدر بی تابش هستيد. شايد او هم منتظر باشد شما برگرديد و دوباره بخواهيدش.
دو. سه
عاشق بودن موهبتی است که خداوند فقط به بندگان خاصش عطا می کند. قدر عاشق بودن خود را بدانيد.
سه
آرزو می کنم هفته خوبی پيش رو داشته باشيد.

  
نویسنده : سارا ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ مهر ۱۳۸۱
تگ ها :