اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

 

نمیدونم چی شد که امشب یاد «بیژن جزنی»‌ افتادم...

 

 

 

 

پیوست:‌ مثل کبک سرم رو کردم زیر برف. حتی خیلی وقته خبر ندارم از بچه های دانشجو، کی دستگیر شده؟‌ برای کی حکم صادر شده؟ از تحکیم چه خبر؟ از بازداشتی ها چه خبر؟...

انگیزه ندارم. برام عجیبه که چطور بعضی ها، به ویژه دانشجوها، هنوز دارن کار سیاسی می کنند. هنوز تجمع برگزار می کنند، هنوز به آب و آتش می زنند....

انقدر تو دغدغه های احمقانه ای که از اجتماع پیرامونم بهم تحمیل میشه، دارم دست و پا می زنم که یادم رفته اصل قضیه چیه........ ناراحتم برای خودم که چه فرصت هایی رو از دست دادم.... یادم رفته که چقدر روزمره شدم... شاید روزمرده.......

بیژن جزنی......... امروز حالم رو عوض کرد. «دامون»‌ رو به یادم آورد.

بیژن جزنی

بیژن جزنی

 

 

 

  
نویسنده : سارا ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧
تگ ها :