اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

ٍٍSanta Maradona مردی با دستان خدا

فیلم مستند «مارادونا» ساخته امیر کوستاریکا رو در سینما حقیقت دیدم. تمام ٩٣ دقیقه احساساتی بودم و اشک در چشمام بود. دن دیه گو بزرگ و محشر و اسطوره ای بود.

به نظرم می تونست فیلم بهتری باشه. انگار امیر کوستاریکا مارادونا رو به خوبی نمی شناسه (که مسلماً تحقیقات کاملی درباره اش داشته) یا اینکه مثل یک هوادار واقعی فوتبال عاشق دن دیه گو نیست. فقط مارادونا رو سوژهء‌ خوبی برای یک مستند دیده. تکنیک فیلم عالی بود. شروع و به ویژه پایانش خیلی خیلی خوب بودند. تدوینش که با توجه به تنوع سوژه های اطراف موضوع بسیار خوب و حساب شده بود. فیلمبرداری هم همینطور. نریشن عالی، مفید و موجز نوشته شده بود.

اما فیلم اطلاعات زیادی دربارهء‌ مارادونای فوتبالیست نمی داد. فقط چند صحنه محدود گل و صحبت های مختصر دن دیه گو دربارهء‌ گذشته فوتبالی اش در فیلم وجود داشت. بخش اعظم فیلم دربارهء‌ مواضع سیاسی، زندگی خانوادگی و اعتیاد مارادونا و علاقهء مردم امریکای جنوبی و ناپل به او بود.

اگر از مارادونا دو صحنه در تاریخ مانده باشد،‌حتما یکیش پایان فینال جام جهانی ٩٠ ایتالیاست که دیه گو اشک ریزان با ژائو هاوه لانژ دست نداد. در فیلم اشاراتی به هاوه لانژ میشه، اما هیچ صحبتی از فینال جام ٩٠ نیست. در واقع در فیلم هیچ صحنه ای از شکست ها یا تلخی های دوران ورزشی مارادونا نیست.

در واقع فیلم فقط نمایشی است از زندگی کنونی مارادونا و برخی افتخارات گذشتهء‌ او همراه با شیفتگی دیوانه وار مردم آرژانتین و ناپل به او و حجم بسیار زیادی از موسیقی هیجان انگیز و احساساتی و رقص آمریکای جنوبی که برای تماشاگر ایرانی که در یک سینما در تهران (با سانسور های افراطی سایر فیلم ها) بسیار دیدنی و به یاد ماندنی است.

و شاید از همه زیباتر صحنه ای باشه که دیه گو آهنگ "سانتا مارادونا" را (که مانو نگرا برای او ساخته و شعرش شرح زندگی مارادوناست) به همراه دخترانش اجرا می کنه و تماشاگر عاشق فوتبال و عاشق مارادونا خودش را در تاریخ سهم می بینه...

امیر کوستاریکا در برانگیختن احساسات تماشاگر و ایجاد نوستالژیای مارادونا کاملا موفقه. اگرچه برای به پا خاستن و اشک ریختن به احترام دن دیه گو نیاز به هیچ فیلمی نیست.

* به عنوان کسی که دن دیه گو آرماندو مارادونا را بسیار بسیار زیاد دوست دارم، فیلم برایم زیبا و به یادماندنی است.

با احترام و علاقه به‌ دن دیه گو تمام مدت فیلم می ایستم و اشک میریزم.

به پاس پیروزی همیشگی خیر بر شر.

به احترام مردی با دستان خدا.

  
نویسنده : سارا ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :