اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

روز از نو

خداحافظ بنفش رویایی

خداحافظ نسخهء قدیم پرشین بلاگ

خداحافظ رضا و عطا و اون یکی

.

.

.

سلام سیمپل

سلام نسخهء جدید پرشین بلاگ

سلام امکانات

سلام ابوترابی

... و با احترام به علیرضا شیرازی که مدتی مزاحمشون بودیم

.

.

.

فکر کـــــــــــــــــــن! دوباره وبلاگ نویس شدم!!!

لعنت بر کسی که خودش را سانسور کند

لعنت بر کسی که هر مزخرفی که به ذهنش می آید، ننویسد

لعنت بر کسی که در این مکان بحث سیاسی کند

لعنت بر کسی که در این مکان خالی ببندد

لعنت بر کسی که می رود سینما فیلم می بیند، جوگیر شود و اینجا نقد بنویسد

لعنت بر کسی که کس دیگری را بیشتر از خودش دوست داشته باشد

لعنت بر کسی که خاطراتش را فراموش نکند

.

.

.

و درود بر اسطوره های من

محمد (ص) فرزند عبدا...

دیه گو آرماندو مارادونا

خودم

*بار اول این وبلاگ رو درست کردم، انگیزه ای نداشتم. بیشتر یک جور ذوق زدگی بود بابت این دنیای جدید. روزهای تکرار نشدنی و عجیبی بود که باید فراموششان کنم.

امروز هم نمی خوام دلیل و انگیزه ای برای این کار داشته باشم. نه گذشته، نه حال، نه آینده... فقط برای اینه که شاید یه روزی به دردم خورد.

 

 

  
نویسنده : سارا ; ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :