اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

 

امروز روز خوشی نیست. همش بهونه میارم که به کارهام نرسم.

و عصر که میشه دلم می گیره. دلم می خواد برم موزه. خسته ام. دلم می خواد خستگی این مدت خیلی طولانی رو، حالا که به هر ترتیب همه چیز به سرانجام رسیده، به در کنم. خیلی خسته ام و فکر می کنم این خستگی تا ابد ادامه خواهد داشت.

دلم می خواد فردا برم موزهء‌ ایران باستان و کاخ گلستان. دلم می خواد برم تو پارک جلوی موزهء ملی مقابل نمایی از طاق کسری بنشینم. فردا میرم موزه.

چه باد خنک خوبی....

 

 

  
نویسنده : سارا ; ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :