اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

 

بعداً: اساساً دیگه دلیل طرح این موضوع منتفی است. به این نتیجه رسیدم که نباید به این چیزها زیاد فکر کرد. فقط کافیه آدم خودش باشه با عقاید خودش. به قول سامانتای عزیز «ذهنت رو با این چیزها خراب نکن» فکر می کنم باید به یاد بیاریم که الان دیگه مدت هاست «ماهنامهء زنان»‌ توقیف شده. (بامداد چهارشنبه ٩ بهمن)

*من معتقدم تنها رابطه ای که در جامعهء‌ امروز ما باید همچنان سنتی باقی بمونه، رابطهء‌ زن و مرد در زندگی مشترکه.

طبق قانون خانواده که در سال ١٣١۴ و زمان رضاشاه تصویب شده، زن و شوهر نسبت به هم حقوق و تکالیفی دارند که مهمترین شون اینه که زن باید تمکین عام و خاص از مرد داشته باشه و در مقابل مرد هم از زمان جاری شدن عقد موظف به پرداخت نفقه به زن مطابق با شأن اوست. این نفقه فقط شامل مخارج معمول خانه و زندگی نمیشه. بلکه معنیش اینه که مرد باید همهء‌ مخارجی رو که در شأن زن هست و او در خانهء‌ پدری داشته،‌ تأمین کنه. این یک رابطهء‌ دوطرفه است در قانون. اگر یک طرف این رابطه یعنی تمکین یا پرداخت نفقه نقض بشه، طرف دیگر هم نقض خواهد شد. یعنی «اگر زن به حرف شوهر گوش نده، شوهر موظف نیست نفقه اش رو بده» یا «اگر مرد نفقه نده، زن موظف نیست به حرف شوهر گوش بده»

به نظر من این یکی از قویترین اصول قانونی ایرانه که حالا حالاها هم تغییر نخواهد کرد و در همین شکل فعلی خیلی میشه باهاش بازی کرد. و درواقع معتقدم وقتی زن ها ناچار به تمکین هستند (که این یکی از بارز ترین موارد نقض حقوق بشر در ایرانه) پس به صورت مطلق باید مخارج زندگی به عهدهء‌ مرد باشه. در حالت بی ادبانه میشه گفت: مردی که می تونه برای کوچکترین مسائل زندگی زن تعیین تکلیف کنه، چشمش کور! همهء خواسته های ریز و درشت زن رو هم باید تأمین کنه... این تنها امتیازی است که فرهنگ ‌مردسالار به زن میده.

من نمیدونم خانواده های جوان چطوری سر این قانون به توافق میرسند. خیلی هاشون حالت وسط رو رعایت می کنند. ولی موردی هم دیدم در مورد یک دختر و پسر تحصیلکرده که شرط آقا این بود که خانم بیشتر از این ادامه تحصیل نده، از خانه بدون اجازه و حضور شوهر خارج نشه، هر موقع مرد خواست زن باردار بشه و شغلی هم نداشته باشه. درمقابل مرد هم همهء خواسته های خیلی زیاد مالی زن رو داره برآورده میکنه.

 این نگاه مردسالارانه خدا رو شکر حالا داره کم کم دودش به چشم خود مردها میره. همینه که خیلی از مردها شده اند مدافع حقوق زنان! البته دولت محترم مهرورز داره همهء‌ تلاشش رو می کنه که نذاره این مردسالاری از بین بره. مهریه رو عندالاستطاعه می کنه، اجازهء ازدواج های متعدد به مردها میده، دانشگاه ها رو به پسرها اختصاص میده، به بهانهء‌ تحکیم بنیان خانواده فرهنگ خانه نشینی زن رو تبلیغ می کنه و هر کار دیگه ای که از دستش برمیاد، می کنه... ولی به هر حال یه جای کار رو اشتباه محاسبه کرده. اونم اینکه با نرخ تورم ٢٩ درصدی اکثر مردهای جوان با شغل قانونی به تنهایی نمی تونن مخارج زندگی رو تأمین کنند! این میشه که دیگه خیلی از زن ها بدون مخالفت و مقاومت مردها وارد اجتماع میشن، حقوق اجتماعی شون رو طلب می کنند، رشد اجتماعی می کنند و طبعا دیگه خودشون رو نسبت به مردها فرودست نخواهند دید.

ولی من نگاه دیگه ای به قضیه دارم. (لازم به توضیحه که من کتاب «جنس دوم» یعنی کتاب مقدس فمینیست ها رو تا حالا ده بار خوندم)

اول اینکه به هرحال مردسالاری در تک تک سلول های مغزی و غیر مغزی مردان جامعهء‌ ما هست. پس زن ها در هر شرایطی باید کلاهشون رو سفت بگیرن که باد نبره! و بعد از سالها زندگی یهو به خودشون نیان و نبینن که برای زندگی مشترک همه جوره مایه گذاشتن، اما هیچ جایی حساب نشده.

دوم اینکه اصلا بحث مفاد قانونی تمکین و نفقه نیست. بحث اینه که اساسا فلسفهء‌ زندگی مشترک اینه که زن و مرد به هم آرامش بدهند. به نظر من بهترین نمونهء‌ زندگی مشترک زندگی حضرت فاطمه (ع) و حضرت علی (ع) است. مسئولیت خارج از خانه به عهدهء حضرت علی بود و داخل خانه به عهدهء‌ حضرت فاطمه. (که اقتضای اون جامعه بود) و این درحالی بود که مسئولیت اجتماعی حضرت فاطمه (ع) حتی در زمان حیات پیامبر هم کمتر از حضرت علی نبود. (موارد خیلی زیادی هست که می تونم از فعالیت های اجتماعی حضرت زهرا مثال بزنم) بعد از رحلت پیامبر هم که دیگه همه می دونن حضرت زهرا چه نقشی در جامعهء مسلمین ایفا کرد.

قصدم مقایسه نیست. ولی منظورم از سنتی بودن دقیقا همینه. یعنی اینکه طرفین برای هم مساوی نباشند. مساوی بودن یعنی پنجاه پنجاه. من میگم طرفین باید برای هم صد درصد باشند. صد در صد بودن یعنی هرکدوم هرکاری که می تونن بی توقع و بی منت و از جون و دل برای دیگری بکنند. و البته این توانستن درمورد زن و مرد متفاوته. در بعضی چیزها زن بیشتر توانایی داره و در بعضی چیزها مرد. ولی مهم اینه که یک رفاقت به تعریف مسعود کیمیایی بین شون باشه. یعنی از خودشون برای دیگری مایه بذارن.

اسلام بهترین تعریف ها رو در این رابطه داره. به زن و شوهر میگه لباس همدیگه باشید. همدیگه رو بپوشونید. این پوشاندن شامل همه چیز میشه. اسلام میگه این رابطه باید براساس مودت و رحمت باشه. یعنی من و تو توش نباشه. البته این یک رابطهء دو طرفه است. یعنی نمیشه فقط یکی صد در صد باشه و اون یکی فقط از دیگری تغذیه کنه. نمیشه فقط یکی از طرفین در حال حل مشکلات باشه، فقط یکی از دو طرف انتظار داشته باشه دیگری به حرفش گوش بده، فقط یکی از طرفین هر موقع خواست هرطوری که خواست رفتار کنه. به نظر من رابطهء‌ سنتی یعنی احترام متقابل. یعنی رابطه ای بر اساس مودت و رحمت. رابطه ای که دو طرف همدیگه رو بپوشانند. بدی های هم رو، ضعف های همدیگه رو.

به نظر من برای هر دختری، حتی روشنفکرهایی که بیشتر از ده بار جنس دوم رو خوندند، این مهمه که بتونه به طرفش تکیه کنه. این تکیه کردن وابستگی اقتصادی و عاطفی و اجتماعی نیست. این تکیه کردن تمکین و نفقه نیست. به نظر من تکیه کردن یعنی امنیت خاطر. یعنی این که تو زندگیت برو جلو، اما خیالت راحت باشه که اگه یه جا داشتی می خوردی زمین، یکی هست دستتو بگیره.

(البته از خانواده هایی که زن مجبوره برای تامین زندگی به هر دری بزنه ولی مرد خیلی به خودش فشار نمیاره، متنفرم. شاید نگاهم مردسالارانه باشه، ولی معتقدم به هر حال مسئولیت خانواده به عهدهء‌ مرد هستش، اگرچه این مسئولیت باید بر پایه های زن استوار شده باشه. اگر زنی مطمئن باشه مردش مسئولیتش رو با همهء ‌توانش انجام میده، از جان خودش هم برای اون مرد و اون زندگی مایه میذاره. البته حتما برعکسش هم درسته. یعنی اگر مرد بدونه زن همهء‌ توان خودش رو برای زندگی میذاره او هم از جان و دل برای زندگی مایه میذاره)

  
نویسنده : سارا ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :