اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

عمرها می خواهد برای شناختن ایران

من از اون طرفداران پر و پا قرص استاد محمود دولت آبادی نیستم که همیشه در حلقهء مریدان سلوچ پرسه می زنند. اگرچه احترام خود ایشان و جایگاه رفیع شان در برهوت ادبیات ایران در سی سال گذشته، برای کسی مثل من و هر کس دیگری واجب است....

اما دروغ چرا؟

آی لذت می برم و به هیجان میام از اون شب که ما بودیم و محمود دولت آبادی بود و بچه های ایرن بودند و اون خانوم زیبا بود و اون آقای خیکی شبیه آریل شارون هم بود....

این عکس و مصاحبه رو می بینم همش احساس می کنم ما هم سهمی در افتخارات دولت آبادی داریم!!! جالب اینجاست که آقای اینانلو همش به ردیف اول نگاه می کرد و می گفت «استاد دولت آبادی خوش آمدید» درحالیکه استاد دولت آبادی سالن رو ترک کرده بود!

  
نویسنده : سارا ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :