اين روزها...

این روزها... هنوز ادامه دارد...

 

الان من نقش اون آدم بد احمق ظالم بی معرفت بی عقل قصه رو دارم؟

نه... اینطور نیست... منم زیاد خوشحال نیستم الان.

 

 

***یک فرق بزرگ هست بین دوست داشتن و دوست نداشتن. کسی رو دوست داری و کسی رو دوست نداری. وقتی کسی رو دوست داری، می تونی حرفت رو بهش بزنی،‌ می تونی حرفش رو بشنوی، از سکوتش، اگر مفهوم منفی داشته باشه، ناراحت میشی، برات بودن و نبودنش مهمه، برات قضاوتش درباره ات مهمه، می تونی باهاش تعارف نکنی. از ناراحتی های کوچیک درباره اش می گذری. و در عوض خوبی هاش رو دائم مرور می کنی.

ولی اگر کسی رو دوست نداشته باشی، حتی یک نشونهء‌ کوچیک ازش حالت رو خراب می کنه.

این فرق خیلی بزرگیه. فرقیه که ما باید بشناسیمش، باید کشفش کنیم. ما مجبور به تحمل کسانی که دوستشون نداریم، نیستیم. ولی دوست داریم کسانی که دوستشون داریم، همیشه برای ما حضور داشته باشن.

این یک اتفاق خیلی ساده است. اصلا هم سخت و پیچیده نیست. در درجهء اول ربطی هم به جنسیت، طبقهء اجتماعی، هم سطح بودن، روابط عاطفی و عاشقانه و از این حرف ها نداره. می تونی کسی رو به عنوان یک بندهء خدا، به عنوان یک دوست، به عنوان یک همفکر دوست داشته باشی و او را به حریم خودت راه بدی.

  کاش بتونیم همیشه بی توقع دوست داشتن رو نثار خودمون و دوستانمون کنیم.

  
نویسنده : سارا ; ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ دی ۱۳۸٧
تگ ها :